آیا من فرد مناسبی برای ازدواج هستم؟

آیا من فرد مناسبی برای ازدواج هستم؟

اغلب اوقات ما انسان‌ها وقتی در نظر داریم وارد یک رابطه و تهعد طولانی مدتی چون ازدواج شویم خودمان و آمادگی‌هایی که لازمه‌ی این ورود است را نادیده میگیریم و صرفا به این توجه میکنیم که آیا طرف طرف مقابل معیار‌های مارا دارد؟ آیا او همان دختر یا پسر رویایی من است؟ اما نکته ی قابل توجه این است که ما باید یکسری عامل‌های ضروری را با دقت تمام در خودمان بررسی کنیم و بدانیم آمادگی لازم را برای ورود به این تعهد ابدی داریم یا خیر.

این خودآگاهی و در مرحله‌ی بعدی بررسی معیار ‌‌های دیگر انتخاب همسر به ما کمک میکند انتخاب بهتری داشته باشیم و جلوی بسیاری از مشکلات آتی را بگیرییم. من در نظر دارم در این مقاله این فاکتور هارا به شما معر ف نمایم تا قدمی در جهت خودآگاهی لازم جهت ازدواج بردارید.

1. در چند جریانی بودن:

گاهی اوقات ممکن است افراد مختلفی با ویزگی‌های متفاوت ر ا در ذهن خود جذاب بدانیم و به نوعی درگیر مقایسه‌ی این افراد با یکدیگر باشیم مثلا شخصی را از نظر ظاهری، شخص دیگر را از نظر مالی و یا فرد دیگری را از نظر اخلا قی خوب بدانیم. این مساله لزوما به این معنا نیست که با افراد مختلفی در ارتباط باشیم، چند جریانی بودن میتواند فقط در ذهن ما وجود داشته باشد.اما باید در وهله‌ی اول بتوانیم از انتخاب خود مطمئن باشیم و درگیر مقایسه‌ی مدا وم افراد با یکدیگر نباشیم تا بتوانیم به طور قطعی شریک زندگی مناسبمان را انتخاب کنیم.

2. آمادگی‌های خلقی:

لازمه‌ی یک انتخاب درست داشتن ثبات خلق است!به چند مورد باید خیلی دقیق توجه کرد:یکی از آن‌ها افسردگی میباشد که میتواند تمام تصمیمات مارا تحت شعاع قرار دهد و گاهی اوقات ممکن است ما بلافاصله بعد از اتمام رابطه‌ی قبلی بخواهیم وارد ارتباطی جدید شویم که اینجور مواقع ممکن است فرد جدید به عنوان مرهم زخم‌های خوب نشده‌ی خود بدانیم، لازم است ابتدا سوگ رابطه‌ی قبلی خود را بپذیریم و بعد وارد ارتباطی جدید شویم مورد بعدی درگیری جدی با مساله‌ی اضطراب است! این اضطراب میتواند در غالب نشخوار‌های فکری و مربوط به گذشته باشد و یا اضطراب‌هایی اساسی در خصوص آینده باشد که در این جور مواقع لازم است ابتدا این مسائل را حل کنیم و بعد انتخابی به این مهمی را داشته باشیم. در کل لازم است در ثبات خلق انتخاب های اساسی زندگی خود را داشته باشیم در غیر این صورت دست به انتخاب‌های تخریبی میزنیم.

3. انگیزه‌ها:

انگیزه‌ها به 2 دسته ی کنشی و واکنشی تقسیم میشوند. انگیزه‌های واکنشی در امر ازدواج مواردی مثل فرار از تنهایی، ترس از دست خواستگار خوب، خواستار زندگی مستقل بودن و فرار از خانواده و مواردی این چنینی میباشد! انگیزه‌های کنشی بر خلاف واکنشی، از درون ما سرچشمه میگیرند و مواردی بسیار مهم و نهادینه هستند مثل عشق و آرامش. جالب است بدانید که مهم‌ترین عامل تاب آوری در مقابله با مشکلات زندگی، انگیزه‌ی تشکیل زندگی است. بنابراین ما باید بر اساس انگیزه‌های کنشی خود دست به انتخاب بزنیم زیرا ازدواج یک در هم تنیدگی با ثبات است و ما باید فرد دیگری را در دنیای پدیداری خود بپذیریم و در دنیای پدیداری فرد دیگر شیک شویم. پس لازم است از خود این سوال کلیدی را بپرسیم چرا میخواهم ازدواج کنم؟در زندگی مشترک به دنبال چه عواملی هستم؟

4. ضرورت عقلی ازدواج:

ضرورت و انگیزه از خیلی جهات با هم همپوشانی دارند اما یک فرق اساسی دارند که در قالب یک مثال برای شما عنوان میکنم. بدن ما برای زنده ماندن نیاز به پروتئین دارد وما برای تامین آن گوشت مصرف میکنیم اما این گوشت جایگزینی دیگری همچون حبوبات هم دارد که میتوان در صورت نبود گوشت و یا عواملی مثل عدم علاقه از آن‌ها استفاده کرد. علاوه بر این بدن ما برای زنده ماندن نیاز به یک عامل اساسی یعنی اکسیژن دارد که با هیچ چیز دیگری قابل جایگزینی نیست! انگیزه ها مانند گوشت و حبوبات هستند که قابل تغییر و جایگزینی میباشند اما ضرورت عقلی مانند اکسیژن است که بسیار حیاتیست و با هیچ چیز دیگری قابل جایگزینی نیست! ما باید از خود بپرسیم ازدواج برای من چه چیزی به همراه خواهدداشت که امر دیگری نمیتواند جای آن را در زندگی من بگیرد؟ پاسخ به این سوال بر اساس زندگی هر شخص و فقدان هایی که تجربه کرده است متفاوت است.

مقاله پیشنهادی: بهترین سن برای ازدواج

5. دیگر اجزای مثبت زندگی:

لازم است ما مواردی را که در زندگی برایمان مهم هستند شناسایی کنیم و بعد از ازدواج انجام آن‌هارا قطع نکنیم.برای مثال گاهی ممکن است بعد از شروع زندگی مشترک ما فعالیت‌هایی مانند اداه تحصیل و یا شغلی را خاتمه دهیم، این مساله و آثار آن ممکن است در ابتدای زندگی که شور و شوق بیشتری وجود دارد چشمگیر نباشد اما بعد از طی شدن مدتی و درگیر شدن در روزمرگی‌های زندگی، این اجزای مثبت میتوانند کمک خوبی برای تجدید قوا، بهبود نگرش به زندگی، روحیات بهتر و در نتیجه حس و حال بهتر در زندگی ما باشند. پس همه ی اجزای مثبت زندگی خود ا فدای ارتباط خود نکنید!

6. شناسایی دقیق معیار ها:

لازم است معیار‌های خود را در ارتباط با انتخاب همسر به خوین شناسایی کنم و سعی کنم راه‌های سنجش آن‌ها در فرد مقابل بیاموزم .برای مثال اگر تعهد برای من اهمیت دارد یاد بگیرم که چگونه میتوانم آن‌ را در فرد مقابل بسنجم.

7. چرا الان؟

در نهایت لازم است این سوال را از خود بپرسیم که چه عواملی باعث شده است که اکنون به فکر ازدواج افتاده ام؟این سوال کلیدی در واقع میتواند شاه کلیدی باشد که عواملی مثل انگیزه ها، ثبات خلق و ضرورت ها را در بر میگیرد. برای داشتن یک انتخاب درست و با ثبات لازم است در ابتدا این موارد را در خود بررسی کنیم و از خودمان و نقش مهمی که داریم غافل نباشیم.بررسی این عوامل به ما این آگاهی را میدهد که آیا فرد مناسیب برای ازدواج هستیم؟ آیا در حال حاضر زمان مناسبی برای این انتخاب میباشد یا خیر. در نهایت لازم است این موارد را از آخر به اول در فرد مقابل هم چک کنیم البته به جز در چند جریانی بودن! این مورد از مواردی است که اگر لازم باشد فرد مقابل خود با ما در میان میگذارد و ما نباید آن را سوال و بررسی کنیم. امید به اینکه با مطالعه ی این مقاله خود آگاهی نسبی از خود پیدا کنیم و انتخاب درست تری داشته باشیم، بهتر است برای خودآگاهی بیشتر و انتخاب درست از یک مشاور قبل از ازدواج کمک بگیرید.

نویسنده:شادی شاکری سیاوشانی، روانشناس و طرحواره درمانگر